خوش خیال كاغذی
جمعه 11 دی 1388 01:39 ب.ظ
ارسال شده در: شعر ،
خوش خیال كاغذی
دستمال كاغذی به اشك گفت :
قطره قطره ات طلاست
یك كم از طلای خود حراج میكنی ؟
عاشقم
با من ازدواج می كنی ؟
اشك گفت :
ازدواج اشك ودستمال كاغذی؛
تو چقدر ساده ای
خوش خیال كاغذی !
توی ازدواج ما
تو مچاله می شوی
چرك می شوی و تكه ای زباله می شوی
پس برو و بی خیال باش
عاشقی كجاست !
تو فقط
دستمال باش !
*
دستمال كاغذی ، دلش شست
گوشه ای كنار جعبه اش نشست
گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
در تن سفید و نازكش دوید
خون درد
*
آخرش دستمال كاغذی مچاله شد
مثل تكه ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرك و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگر چه توی سطل آشغال
پاك بود و غاشق و زلال
او
با تمام دستمال های كاغذی
فرق داشت
چون كه در میان قلب خود
دانه های اشك كاشت
عرفان نظر آهاری
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شعر ،
آخرین ویرایش: جمعه 11 دی 1388 08:53 ب.ظ
بدون شرح
پنجشنبه 10 دی 1388 11:22 ب.ظ
ارسال شده در: گالری عكس ،
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 دی 1388 11:37 ب.ظ
مطلب رمز دار : وبمستر
پنجشنبه 10 دی 1388 11:21 ب.ظ
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
مطلب رمز دار : آمادگی
پنجشنبه 10 دی 1388 11:02 ب.ظ
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
Ali reza
دوشنبه 30 آذر 1388 04:07 ب.ظ
ارسال شده در: درد و دل (مصاحبه ) ،
_سلام . آقا علی رضا ورزشكار . خوبی ؟
_نوكرتم
_عینك جدید فوتبالت مبارك
_نوكرتم . قابل نداره ! (با خنده )
_گفتی چطوری خریدی ؟
_با پدرم رفتیم دكتر شماره ی چشممو گرفتم بعدم شماره چشم رو دادم به دوست بابام كه عمو صداش میكنیم ؛ اونوم به یه سایت انگیلیسی 400 یورو سفارش داد برام آوردن
_موفق باشی . الان توی چه تیمی بازی میكنی ؟
_ جوانان بیمه حدیث
_حقوق هم بهت می دن
_نه ! فعلا چون باشگاه خورده به پیسی یه فصل مجانی بازی می كنیم از فصل بعد پول میدن !
_چقدر ؟
_هنوز قرارداد نبستم !
_از طرف باشگاه هم واسه تمرین میری ؟
_گفتم كه چون باشگاه خورده به پیسی سالن نمی گیرن فقط هر پنجشنبه ها یكشنبه ها بدنسازی داریم
_خودت چی ؟ جای دیگه تمرین نمیكنی ؟
_روزی یك ساعت
_پس این طور كه معلومه به فوتبال خیلی علاقه داری ؟
_( به نشونه تایید سرش رو تكون می ده )
_ در آینده می خوای چیكاره بشی ؟
_آینده ؟ مهندس معمار همراه با فوتبالیست
_ فوتبال روی درست تاثیر نگذاشته ؟
_خیلی تاثیر داشته ! واسه اینكه بد آموزی نداشته باشه یه طوری بنویس كه چیز باشه !
_چیز باشه ؟
_همین دیگه ، بد آموزی نداشته باشه !
_یعنی درست رو ضعیف تر كرده ؟
_آره ، چون برنامه ریزی ندارم
_خانواده یا مدرسه بهت فشار نمیارن ؟
_آره ؛ خیلی ، بابام كه كامپیوترم رو جم كرده ، مامانم هم كه كلا مخالف فوتباله ، معلما هم كه دیده بدی نسبت به من پیدا كردن...(چند لحظه مكس می كنه سپس می خندد) اما من پوست كلفت تر از این حرفام !
_ دلت نمی خواد به خانوادت بگی كه فقط می خوای فوتبال بازی كنی ؟
_نه نمیشه كه ! مربی باشگاه هم گفته كه یه فوتبالیست تحصیل كرده بهتر از یه فوتبالیس بی سواده !
_ولی تو كه توی فوتبال خیلی موفق تری تا توی درس ؟
_من اگر درس بخونم كل این بچه های كلاس رو می ذارم تو چیبم !
_پس چرا درس نمی خونی ؟
_دیگه حسش نیست !
_چرا ؟
_كلا حسش نیست دیگه
_از زندگی كه داری راضی هستی ؟
_نه ! تقریبا منتظر مرگم ! نه نه اینو ننویس نا شكریه !
_به نظرت چی باعث شده كه از زندگیت ناراضی باشی ؟
_جامعه ! نه تفریحی داریم ، نه چیزی ! همه جوونا دیگه افسردگی گرفتیم ، تفریحمون شده دختربازی كه اونم دیگه حال نمیده .
_اگه یه حرفی بخوای به مسئولین جامعه بزنی چی میگی ؟
_عوض اینكه انقدر شعار بدین به فكر ما جوونا باشید !(سپس میخندد و میگوید) مرد عمل هم ترك كرده !
_دست درد نكنه
_نوكرتم
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
تبلیغات

